آن کس که...

گفته‌اند:


آن کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

    آن کس که بداند و نداند که بداند
    بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آن کس نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

    آن کس که نداند و نداند که نداند
    در جهل مرکب ابدالدهر بماند
 

ما به چشم دیده‌ایم:


آن کس که بداند و بداند که بداند
باید برود غازبه کنجی بچراند

    آن کس که بداند و نداند که بداند
    بهتر برود خویش به گوری بتپاند


آن کس که نداند و بداند که نداند
با پارتی وبا پول خر خویش براند

    آن کس که نداند و نداند که نداند
    بر پست ریاست ابدالدهر بماند


پی‌نوشت: این شعر فوق هم از من نیست و کپی‌پیست از یک ایمیل دریافتی. گویا نگفتن این نکته باعث اشتباه دوستان شده! کپی‌رایت پروتکتد ناو!

آه ای صفحه کلید

«من می‌نویسم. پس وبلاگ هست!»


آه ای صفحه کلید

چرا یاریم نمی‌کنی، زمانی که زمان از من پیشی می‌گیرد؟

چرا آن چه در ذهن دارم نمی‌نویسی؟

چرا به جای انگشتانم نمی‌دوی؟

مگر ادب نداری؟


نوشتم که مرده فرض نشوم :)