هر جای دنیا پروژه‌ها را به سبک فرهنگی خودشان تعریف، زمان‌بندی و اجرا می‌کنند. ما در ایران روش منحصربه‌فردی داریم. من کل عوامل انجام پروژه رو در هم جمع و ضرب کردم و ماحصل رو به صورت انرژی صرف شده برای انجام پروژه به قرار زیر محاسبه کردم:

انرژی مصرفی به تفکیک مراحل کار با تقریب خیلی دقیق (به درصد):

1- تعریف پروژه و برآورد منابع و مقاصد : یک دهم
2- شکست کار و تخصیص منابع: یک دهم دیگه
8- مرافعه بر سر تصدی مسئولیت‌ها و تقسیم منابع مالی: 40
4- انجام کار: 10
5- کنترل و گزارش مدیریتی: یک دهم
5- تحمل زجر ناشی از نارضایتی از شرایط کار: 30
6- مرافعه پس از خاتمه کار: 40
11- درس‌های آموخته شده برای پروژه‌های بعد: یک دهم درصد
8- پس‌لرزه‌های خشن: 50
9- ریکاوری عصبی بعد از پروژه: 20
10- همین جوری که لیست پر شه: 15

جمع کل : 100 درصد


ترتیب، درصدها و جمع نهایی کاملا علمی محاسبه شده و اسنادش هم موجوده و هیچ جای بحثی نیست!
الان هم با مقامات PMBOK در حال گفتگو هستم که تعریف پروژه رو با چیزی که ما دوست داریم عوض کنند. بسته پیشنهادی هم دادم، که البته کاغذ کادوش خیلی مرغوب نبود، ولی اصل کار محتواشه که یه مشت محکمه به دهن بی‌سواتان پروجه‌نشناس!