چه غریبم در این ازدحام
برادران عزیزتر ز جانم
دست یاری در جیب هم کرده
در پی چرک کف دست می‌گردند

چه مهربانانه سر گذاشته‌اند
بر گریبان یکدیگر و
از شاهرگ غیرت هم
چرکابه حیات می‌خورند

چه صمیمانه در چشم یکدگر
لبخند زهرآگین همدلی می‌ریزند
و شامه‌شان را می‌آکنند
از کافور عاطفه

چه دردمندانه خواهران سوگوارم
بر مزار برادران زنده به گور
گل حسادت می‌ریزند
و گلاب حسرت

چه فروتنانه این مردم کوچه مصفا
تا همتی کنند اعتلای وطن را
لای چرخ زندگی
چوب پیشرفت می‌گذارند

برادران عزیزم فوج‌اند و فوج
مهربان و دردمند
چون خواهرانم که سیل‌اند و موج
فروتن و غم‌زده

در این فوج و موج غم
همه آشنایان بیگانه پرورند
چه بیگانه است این آشنایی
چه غریبم در این ازدحام